الشيخ السبحاني
19
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )
عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ . . . « 1 » « پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تكاليف شاق ، و غل و زنجيرهايى را كه بر آنها است بر مىدارد » . اكنون بايد ديد مقصود از غل و زنجيرى كه در دوران طلوع فجر اسلام ، به دست و پاى عرب دوران جاهليت بود ؛ چيست ؟ مسلماً مقصود ، غل و زنجير آهنين نيست ؛ بلكه منظور همان اوهام و خرافاتى است كه فكر و عقل آنها را از رشد و نمو بازداشته بود ؛ و يك چنين گيروبند كه به بال فكر بشر بسته شود ، به مراتب از سلسلهء آهنين ، زيانبخشتر و ضرربارتر است . يكى از بزرگترين افتخارات پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله اين است كه : با خرافات و اوهام و افسانه و خيال ؛ مبارزه نمود ، و عقل و خرد بشر را از غبار و زنگ خرافات شستشو داد . و فرمود : من براى اين آمدهام كه قدرت فكرى بشر را تقويت كنم ؛ و با هرگونه خرافات به هر رنگ كه باشد ، حتى اگر به پيشرفت هدفم كمك كند سرسختانه مبارزه نمايم . سياستمداران جهان ، كه جز حكومت بر مردم غرض و مقصدى ندارند ، پيوسته از هر پيشآمدى به نفع خود استفاده مىكنند . حتّى اگر افسانههاى باستانى و عقائد خرافى ملّتى به رياست و حكومت آنها كمك كند ، از ترويج آن خوددارى نمىنمايند ؛ و اگر آنان ، افرادى متفكر و منطقى باشند ، در اين صورت به نام احترام به افكار عمومى و عقايد اكثريت ، از افسانهها و اوهام كه با ميزان و مقياس عقل تطبيق نمىكند ، طرفدارى مىكنند . ولى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، نهتنها از آن عقائد خرافى كه به ضرر خود و اجتماع تمام مىشد ، جلوگيرى مىنمود ؛ بلكه حتى اگر يك افسانهء محلى ؛ يك فكرى بىاساس به پيشرفت هدف او كمك مىكرد ، با تمام قوا و نيرو با آن مبارزه مىنمود و كوشش مىكرد كه مردم بندهء حقيقت باشند نه بندهء افسانه و خرافات . اينك از باب نمونه داستان زير را مطالعه فرماييد : . . . يگانه فرزند ذكور حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله ، به نام « ابراهيم » درگذشت . پيامبر صلى الله عليه و آله در
--> ( 1 ) . سوره اعراف / 157 .